وقايع نگاري آسيد كاظم
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi; mso-bidi-language:AR-SA;}
وقایع نگاری یک نمایش:آسید کاظم
با دل مدارا کن
سعید محبی
مهمترین سنجش هنرمند در انعکاس زمان اوست ،هنرمندی که درد جامعه خود را در آثارش منعکس نکند، به طور یقین نمیتواند دست به ابتکار خلاقانه بزند.زمانه اصلی ترین مواد خلاقیت رادر اختیار هنرمند می گذارد وهر کس در زمان خود زندگی نکند،نمیتواند ادعای به روز بودن داشته باشد.هنرمند خوب نمونه بارز فرزند زمان خوشتین است. درد او مسله شخص نیست،مسله جمع است واین مهم بدست نمی آید مگر در زیستن در عصر خود. بررسی آثارشاخص نمایشی نمایشنامه نویسان دنیا این نکته را به خوبی روشن می کند. سوفوکل،شکسپیر،میلرو قله های نمایشنامه نویسی جهان در آثار خود مسائل روز جهانی را طرح کرده اند که اگر چنین نبود،آثارشان تا امروز ماندگار نمی شد.شاید بتوان اصلی ترین مشخصه آثار محمود استاد محمد را در همین مسله جستجو کرد .نمایشنامه های او آئینه تمام قدی بود که در آن می توان به چهره روشنی از زمانه نویسنده دست یافت. استاد محمد شخصیت های آثارش از میان مردم کوچه بازار جستجو وانتخاب می کرد.آنها آدمهایی دست نیافتنی ویا زاده صددرصد تخیل او نبودند. همانهایی بودند که در همسایگی او زندگی می کردند،با او دوست بودندودردها ورنج های او شریک بودند. وجه مردمی بودن آثار استاد محمد از نمونه های بارز آثار نمایشی او محسوب می شوند. مکان های وقوع حوادث حوادث آثار او ،اماکن آشنای هستن که هر روز با آن سروکار داریم .تیز بینی او آنجا آشکار می شود که در موارد بسیار آشنا مسائلی را می توان یافت که دیگران از درکش عاجز بودند. همان خصیصه های که برای جهانی کردن وبومی فکر کردن لازم وضروری است.محمود استاد محمد به قول خودش چاله سیلابی در یکی از چوله های آن سوی میدان اعدام تهران در خانه اجاره ای وشلوغ روی خشت افتاد. در کودی شاهد زندگی پر رنج مردمی بوده که در اجتماع دست وپا می زدند. مردمی که شرنوشت آنها در هیچ کتاب تاریخ درج نشده است و در برنامه ریزیه مسئولان دیده نمی شوند. مردانی خشن وخسته و بد اخم و البته با لبانی بدون لبخند . زنانی مغلوک،بی حوصله، شلوغ وهیشه گریان حت تاثیر عشق وسرسختی زنانی مانند ربتب خانوم که با پاکت چسبانی مخارج زندگی دختر های یتیمش را تامین می کرد و اوس .ضغر پیرمردی که همیشه منتظر ظهور آقا است. آشنای اودر جوانی با بزرگان ادب همچنون جلال آل احمد بنیادادبی آثارش را پی افکند تا اینکه توفان تقدیر بیژن مفید به وسط معرکه تئاتر پرتاب کند. از آن پس استاد محمد نویسنده یی شد که آثاری را با مایه های اجتمایی وآدمهایی که به اصطلاح بچه ناف تهران هستند،خلق کرد. تهران قدیم، محله های بازار،مولوی،زیر چارسوق ها،خانه های قدیمی با اتاق های متعدد دور و اطرافش مکان هایی است که محل وقوع حوادث داستان هایش می باشد. آسید کاظم نگین درخشانی در میان آثار اوست. نمایشنامه یی که در لاتی بامعرفت قهرمان داستان هستند.کسانی که حتی مرگ کس دیگر را هم گردن می گیرند. این مفهوم در قبل از نگارش آسید کاظم کمتر به چشم می خورد وحتی با این کیفیت اصولا دیده نمی شود. نمایشنامه آسید کاظم تنها نمایشنامه یی است که در آن به رسم ترنا بازی در قهوه خانه به صورت مستقیم پرداخته شده است.رسمی که تنها در ماه مبارک رمضان در قهو خانه ها متداول است. ترنا بازی ریشه در آیین روسوم ایران باستان دارد . میر نوروزی رسمی است که در طی آن شخصی از دربار والبته نامربوط وغیر از شاه به جای او می نشیندو حکم می کند. هر چیز که او بخواهد باید انجام شود. میر نوروزی که به نوعی ریشه ترنا بازی هم محسوب می شود،احترام به فطرت انسان آزاد اندیش است. قرار دادی بین انسان حکومت گر وانسان حکومت پذیر . میر نوروزی پنج روزی که شاه است حکم می کند وروزگار به طنازی شوخی شنگی می گذراندمانند شاه ترنا بازی که بر آدمهای قهوخانه حکم می راند. میر نوروزی صاحب مملکت است و شاه ترنا بازی صاحب قهوه خانه. مراسم ترنا بازی در عصر قاجار در قهو خانه ها متداول می شود. در آن عصر بافت شهری بر گونه ای بود که از محله های اشراف نشین وقتی گودها وچولهای تهران دارای فرهنگ ،آداب ونظم نظام مخصوص خود را داشت. چهار سوها مرکز محلات محسوب می شوند. حکومت،ساختمان حکومتی،گزمه خانه وزندان در چارسو ناظر بر چهار جهت محله قرار داشت. قهو خانه درچنین بافتی محل دادوستد،تبادل اطلاعات واخبار وبه نوعی تاریخچه محله بود. ترنا بازی در چنین شرایط ومکان های متولدمی شود.آسید کاظم هسته مرکزی داستان های خود را بر مراسم ترنا بازی می گذارد.محل نمایش قهوه خانه هست مانند تمامی قهوه خانه های دیگر.
((شاه رجب)) قهوه چی بعد از نماز سید جواد پیرمرد مجنون و دیوانه ای که به انتظار بازگشتن ((آ سید کاظم )) لحظه شماری میکند را نصیحت می کند. ممدریزه و نوچه اش ((محسن هاپی)) نیز وارد میشوند و شروع به اذیت کردن سیدجواد می کنند. در همین لحظه (دکتر) نیز وارد می شود. او بعد از خوردن چای در مورد بی گناهی آسید کاظم حرف می زند و معتقد است که قضیه (عفت) و قتل (ناصر) بوسیله سید کاظم دروغ است. دکتر با ورود (اسی قصاب) می رود. اسی نگران بازگشت سید کاظم است شایعه می کند که سید کاظم با برگشتش کرایه های عقب افتاده قصابی و قهوه خانه و مغازه ها را می گیرد. چیزی که (سید محمود) پسر سید کاظم در بدو ورودش به قهوه خانه آن را منکر می شود.
(عباس آقا) کبوتر باز محله هم وارد قهوه خانه می شود و خبر می دهد که تمام کبوترهایش را فروخته است تا با ورود سید کاظم مجبور به فروش آنها نشود. سرانجام (پهلوان) طرفدار سرسخت آسید کاظم وارد شده ، بساط ترنا بازی علم می شود. وسط بازی ، پهلوان چاقوی آسید کاظم را در می آورد و جلو ممد ریزه می گذارد. با سلام و صلوات عباس آقا و دیگران ، پهلوان از ممد ریزه میگذرد. بازی ادامه میابد . نوبت ریختن تاس به سید کاظم می رسد که زیر پالتو مخفی است. او ترنا و قاپ را میان دستهای ممد ریزه می گذارد و در میان بهت دیگران از در قهوه خانه خارج می شود.
(سید کاظم) کیست؟ در چه جامه ای زندگی میکند و اطرافیانش چه کاره اند؟ چرا به زندان رفته؟ آیا واقعا قاتل ناصر است؟ یا کس دیگری او را کشته؟ آیا سیدکاظم به خاطر عفت دست به قتل ناصر زده است؟ و سؤالاتی از این نوع است که در سرتاسر متن گنگ و بی پاسخ می ماند. نمایشنامه ، در فرهنگ کوچه ـ بازار ، در محیط زندگی زیر گذر ، دوران لوطی گری و پهلوانی ، ترنابازی و قهوه خانه هایی که مملو از آدمهایی است که در ماه رمضان برای تماشای ترنابازی می آیند، شکل می گیرد. شایعه بازگشت سید کاظم ، پهلوان محله ، که به زندان افتاده بو ، همه جا پیچیده. قهوه خانه پاتوق همه آدمهای نمایشنامه ، محلی است که در آنجا شاهد بازگشت آسید کاظم هستیم. هر کدام به نوعی منتظر ورود او هستند ، هرچند که این انتظار برای بعضی ها ناخوشایند است. مش رجب ، اسی قصاب ، ممد ریزه و محسن هاپی ، هرکدام به نوعی از برخورد با سید کاظم می ترسند. مش رجب و اسی قصاب به دلیل مسئله مالی و بدهکاری شان و ممد ریزه و محسن هاپی به دلیل رقابت. آسیدکاظم در دوره خاصی در نمایشنامه نویسی این دیار، آن هم به دلیل تکیه بر فرهنگ خاص قهوه خانه ای مورد توجه قرار گرفت. آ سید کاظم در اصل نقد جامه ایرانی است. جامعه یی که در آن فساد بیداد می کند.
آسید کاظم مانند هر نمایشنامه دیگری داستان تولد و زایشی دارد. مجید مظفری بازیگر ممد ریزه اجرای آسید کاظم را اولین اجرای حرفه ای نمایش خود می داند و درباره تجربه خود چنین میگوید:من به همراه محسن مرزبان که هر دو از دوستان صمیمی بودیم در کارخانه بنز خاور کار میکردیم.در کنار کارمان بخاطر علاقه ای که به تئاتر داشتیم دفتری اجاره کردیم که محل رفت وآمد بسیاری از بازیگران وهنرمندان آن زمان تئاتر ازجمله سعید اویسی،هوشنگ توزیع،محمود استاد محمد،فرهاد مجد آبادی،مصطفی طاری،بهزاد فراهانی و.... بود.همه کسانی که آنجا بودند با کمک همدیگر ودر همان دفتر چند نمایش کارکردیم که از آن راضی نبودیم.از همان زمان به روی صحنه بردن نمایشی ایرانی درسرمان بود وبراین فکرو عقیده خودمان هم پافشاری میکردیم. تجربیات من ازمحل زندگی وکارم که محله بازار تهران بود،گروه را به این سمت و سو پیش بود که به دیدن رسم ترنابازی درقهوه خانه های آن زمان بودیم.با محمود استاد محمدو چند نفر دیگر درشب های ماه رمضان به قهوه خانه های آن زمان تهران از جمله قهوه خانه ممد بلنده میرفتیم وبه تماشای ترنابازی می نشستیم.استاد محمد هرروز نمایش رامی نوشت تا اینکه کم کم خط درام وداستان نمایش مشخص شد.
آسید کاظم درمواجهه اتودسازی تعدادی از هنرمندان تئاتر وتقابل آن با رسم زنده ترنابازی درکف قهوه خانه شکل گرفت واستاد محمد بااستادی آن رابه روی کاغذ آورد.گویی استاد محمد محکمه ای تشکیل داده بود تادر آن رسم پهلوانی ولوطی گری که سالهاست در گنجه خانه ها به بایگانی سپرده شده،دوباره احیاء شود.رذالت ها مذمت واز خودگذشتگی تقدیس گردد.آسیدکاظم را محمود استاد محمد درشب های رمضان نوشت وخودش هم دریکی ازهمین شب ها به قول قدیمی ها روخشت افتاد.هوشنگ توزیع نمایش راکارگردانی و بازیگران گروه تئاتر ازجمله اکبرآدمی،عزیز الله هنرآموز،بهرام الهی نسب،محسن مرزبان،اسماعیل بختیاری،علی صالحی، مجید مظفری،محمود استاد محمد وتنی چند درآن بازی میکردند.مظفری همچنین درباره نحوه تمرین واجرای نمایش آسید کاظم میگوید:آسید کاظم هرروز اتود میشد ونوشتن آن یک ماه ونیم طول کشید.آسید کاظم درهمان دفتری که من ومحسن مرزبان تاسیس کرده بودیم، بوجود آمد.آسیدکاظم راخیلی ها تماشا کردند.نمایش برای اولین بار درسال 1349 ودرسالن اجرای اداره تئاتر به روی صحنه رفت. اجرای بعدی آسیدکاظم درسال1350 درتالار سنگلج بعد از اجرای نمایش تامارزوها وهمزمان بااجرای نمایش سگی درخرمن جاه بود.نمایش دوماه بی وقفه درسنگلج اجرا شد وهر شب سالن پربود.استقبال مردم ازنمایش بی نظیر بود.
اجرای آسیدکاظم تنهایک اجرای ساده نبود.آسیدکاظم از بعضی جهات شبیه فیلم قیصر ساخته (مسعود کیمیایی)است.از این نظر که قیصر جوانمردان رابا دیدی متفاوت مینگرد وبرجنبه مردمی وروحیه ذستگیری آنها ازمظلومان تکیه دارد.آسیدکاظم هم دیدگاه جدیدی درتئاتر نسبت به فرهنگ کوچه وبازاری بوجود آورد.تاقبل ازاجرای نمایش،حافظه تاریخی نمایشی کشور نمونه هایی بااین ترکیب و کیفیت سراغ ندارد.آسید کاظم سرشار ازادبیات شفاهی مردم جنوب شهرتهران است.تاقبل ازاجرای آسیدکاظم تیپ های لاتر باپوشش کت وشلوار مشکی،کلاه شاپو وکفشهای سیاه براق کمتردر آثار نمایشی دیده میشد.نگاه قالب مردم این بودکه افرادی موسوم به لات آدمهای هرزه و زورگویی هستند که کارشان تنها آزار مردم و برهم زدن تظم جامعه است.درحالیکه آسید کاظم درباطن خود موضوع را طوردیگری نشان میدهد.مظفری بازیگر نقش ممدریزه درآسیدکاظم خاطره جالبی ازاجرای نمایش دارد:پرویز فنی زاده وخسرو شکیبایی نمایش رادیدند.پرویز فنی زاده هرشب پشت صحنه نمایش می آمد وبابچه ها صحبت میکرد.از نمایش خوشش آمده بود.یک پنج شنبه که اجرای تمایش طبق روال می بایست انجام میشد،مصادف شدبا شب ازدواج محمود استاد محمد.چاره ای نداشتیم یاباید نمایش راتعطیل میکردیم یاتئاتر را. برای اینکه هیچکدام ازاین اتفاقها رخ ندهد،پیشنهاد کردم که نقش استاد محمد راخسروشکیبایی بازی کند.شکیبایی چند بار نمایش رادیده بود.مشکلی از نظر میزانسن نداشت.تنها مسله دیالوگها وجاهایی بود که باید آنها را بیان میگردد.در این قسمت هم من به شکیبایی کمک می کردم و دیالوگ را به او می رساندم. آن شب تمایش رااجرا کردیم که اجرای خیلی خوبی هم از آب درآمد.
بعد از پایان اجرای آسیدکاظم،گروه از هم پاشید.شاید به این دلیل که بازیگران آن بازیگران حرفه ای نبودند. هرچند اجرای آسید کاظم مردم و هنرمندان را امیدوار کرد تا گروهی منسجم شکل گرفته و در انتظار اجرای نمایش های دیگر آنها باشیم اما با جدا شدن بازیگران نمایش از همدیگر و از نمایش ، این تصور به طور کلی از بین زفت. آسید کاظم تنها یک اتجرای معمولی نبود. حتی تنها نمایشی با تکیه بر فرهنگ مردم کوچه و بازار هم نبود. که البته همه اینها هم بود. تاثیر اجرای آسید کاظم بر نمایشنامه نویسان معاصر و هم دوره محمود استاد محمد اهمیت خاصی داشت که می بایست به آن پرداخت. تاکید کارگاه نمایش بر اجرای نمایش های ایرانی و آغاز بکار هنرمندانی همچون اسماعیل خلج در این عرصه از عمده تاثیرات اجرای نمایش آسید کاظم بود. استاد محمد بعداز انقلاب فعالیت خود را در لاله زار متمرکز کرد. خیلی از تاترهای او را به همین دلیل لاله زاری نامیدند.اما حقیقت چه بود؟ مظفری در این زمینه می گوید: محمود استاد محمد به لاله زار رفت و در آنجا نمایش هایی هم به صحنه برد. اما اندیشه لاله زاری نداشت. اگر نمایشی در لاله زار اجرا کرد برای هدف دیگری بود. روحش را به تاتری های لاله زار نفروخته بود. غم معاش داشت.
وبلاگ شخصی سعید محبی کارشناس وپژوهشگرفرهنگی وهنری،سینما وتاتر