نگاهي به جشنواره سي و سوم تئاتر فجر
به نام آنكه جان را فكرت آموخت
سي و سومين تجربه پيش بيني نشده تئاتر
سعيد محبي
سي و سومين جشنواره تئاتر در حالي برگزار مي شود كه يكي از آشفته ترين و پر حاشيه ترين دوران خود را طي مي كند.اين نا هماهنگي از شروع برگزاري جشنواره يعني جشنواره هاي استاني قابل پيش بيني بود.جشنواره هاي استاني در سراسر كشور با كمترين تعداد نمايش از نظر كميت و همچنين كمترين استاندارد نمايش از نظر كيفيت برگزار شد.در بعضي از جشنواره ها تعداد نمايش هاي شركت كننده كمتر از تعداد انگشتان يك دست بود.كار به جايي كشيد كه براي حفظ ظاهر نمايش هايي را كه در بازبيني رد شده بود در جشنواره به اجرا درآمد تا اندكي از بار منفي كه ايجاد شده بود، كاسته شود.اين در حالي بود كه تعدادي از گروه هاي شركت كننده به اين اجحاف اعتراض داشتند ام صدايشان به جايي نرسيد.در تعدادي ديگر به علت رعايت نشدن مفاد آيين نامه برگزاري جشنواره،تعدادي از نمايش ها از گردونه قضاوت حذف شدند.چنين وضعيتي در جشنواره هاي استاني قابل توجيه نبوده و نيست.به نظر مي آيد عدم برنامه ريزي مناسب در طول سال و غير واجب دانستن هنر نمايش در ميان مديران استاني چنين وضعيتي را براي تئاتر بوجود آورده است.هنگامي كه تئاتر تنها در زمان برگزاري جشنواره مهم تلقي شود و اهالي آن در اين زمان قدر و منزلت ببينند و در زمان هاي ديگر به عنوان هنري حاشيه اي محسوب گردد،بيشتر از اين هم انتظار نمي رود.
جشنواره تئاتر فجر در چند سال گذشته و به طور متوسط هر سال به دبيري شخصي از اهالي تئاتر و يا خارج از آن برگزار مي شود و در تمام آنها چه زماني كه اهل تئاتر دبيرش بوده و چه زماني كه فردي غير تئاتري برمسند برگزاري اش نشسته ،حال و روز خوشي نداشته است.اما امسال ديگر همه چيز دست به دست هم داده تا جشنواره اي تدارك ديده شود كه هيچ نشاني از عظمت و بزرگي هنر اصيل تئاتر در آن مشاهده نمي شود.حاشيه هاي برگزاري جشنواره هاي استاني را كه ناديده بگيريم،مهمترين مشكل جشنواره همين تعويض هر دوره دبير آن است.اين موضوع حتي به رياست مركز هم سرايت كرده به طوري كه ديگر كسي حاضر به پذيرفتن آن نيست،دبيري جشنواره كه جاي خود دارد.مهمترين معضلي كه تعويض هر ساله دبير جشنواره بوجود مي آورد،عدم برنامه ريزي دراز مدت و در نتيجه عدم انتخاب رويكرد و داشتن افقي روشن براي جشنواره و در نتيجه تئاتر كشور است.جشنواره فجر سال هاست كه باعث حركت توليدي براي صحنه هاي تئاتر كشور نمي شود.دير گاهي است كه توليدات تئاتر در جشنواره ها،براي راه يابي به اجراي عمومي با مشكلات عديده اي مواجه است به طوري كه شانس تعدادي از اين آثار در طول زمان از دست مي رود و كارگردان و جمع بازيگران آن ترجيح مي دهند در سالن هاي نامناسب و يا حتي از خير اجراي عمومي بگذرند.چه بسا در ميان اين آثار،نمايش هايي باشد كه نشان از استعدادهاي خوب تئاتري محرز است.علاوه بر اين جشنواره تئاتر فجر باعث شوك فرهنگي در تئاتر كشور هم نمي شود و مانند ديگر مسائل به روزمرگي افتاده كه تاوان آن را هنرمندان تئاتر مي پردازند.با تغييرات ناگهاني جشنواره در بخش دبيري و تيم برگزاري،امكان ايجاد رويكردي مناسب از جشنواره گرفته مي شود.علاوه بر آن،دبير جشنواره مجال و فرصت اينكه نهال نو رسته خود را به ثمر بنشاند،پيدا نمي كند.از همين رو جشنواره به طور دائم در حال تغيير موضع است و هيچگاه مواضع و رويكردهايش را نمي توان پيش بيني كرد.جشنواره اي هم كه رويكرد و چشم انداز نداشته باشد،قابل اعتماد نخواهد بود.جشنواره تئاتر فجر امسال در زمان رونمايي پوستر ،يكي از عجيب ترين و جنجال برانگيز ترين حادثه اجرايي خود را از سر گذراند(به طوري كه تا كنون در تاريخ برگزاري جشنواره كم نظير بود).مسئله مهم در خصوص پوستر اوليه مخشوش بودن آن از منظر موضوع بود.به طوري كه مشخص نبود پوستر را طراح محترم براي توليدي لباس، گردشگري و يا تبليغ رقص بالماسكه و يا هر سه طراحي كرده است.اما از آن عجيب تر قبول انتخاب پوستر توسط تيم اجرايي بود.عملي كه هيچگاه انگيزه هايش مشخص نگرديد و گويا هيچ گاه هم معلوم نخواهد شد.
در جشنواره امسال بزرگان تئاتر هم غايب هستند.به غير از دكتر قطب الدين صادقي كه از هنرمندان نسل اول و دانشگاهي كشور است،تقريبا كسي ديگري از بزرگان قبيله تئاتر در ليست جشنواره حضور ندارد."عزيز شنگال" عنوان نمايش دكتر صادقي است كه در اصل، واكنشي هنرمندانه و از سر دغدغه به جنايات داعش است.نمايش روايتگر زندگي كودكي است كه بر اثر حمله گرهك ددمنش داعش در بيابان گم مي شود و در اثر گرسنگي و گرماي ناشي از تابش آفتاب كور و در نهايت از بين مي رود."چيستا يثربي" هم از نسل دومي هاي تئاتر، امسال به جمع هنرمندان شركت كننده در جشنواره پيوسته است.با اندكي دقت مي توان دريافت،آثار شركت كننده در جشنواره سي و سوم را نسل جديد و كساني كه شايد متوسط سن اشان بين سي تا سي و پنج باشد،خلق كرده اند.از نقطه نظري اين خبر خوبي است.جشنواره امسال جشنواره نسل سوم است كه در آن مي توان دغدغه ها و نوع نگاه آنان به جامعه را رصد كرد.اما از نقطه نظر ديگر بايد گفت غيبت بزرگان اين شبهه را بوجود مي آورد كه توان و بضاعت تئاتر كشور آثاري است كه در صحنه مي بينيم.اگر قبول داشته باشيم كه جشنواره تئاتر فجر ويترين تئاتر كشور است،پس با ديدين نمايش هاي آن بايد گفت كه تئاتر ما نمايش هايي با استانداردهاي كم را مد نظر خود قرار داده است.
جدول برگزاري نمايش هاي جشنواره كه چاپ شد،تعجب مردم و بخصوص اهالي رسانه را در پي داشت.سالن هاي برگزاري بسيار كم بود به طوري كه ببيننده را به ياد جشنواره هاي استاني مي انداخت.معاونت هنري و تالار رودكي با پنج سالن،خانه هنرمندان با سه سالن و حوزه هنري و بخش خصوصي (تئاتر باران)هر كدام با يك سالن و مجموعا" با ده سالن سي سومين جشنواره تئاتر فجر در شهر تهران را برگزار مي كنند.غيبت تالار وحدت و سالن هاي قشقايي،سايه و كارگاه نمايش به هر دليلي قابل توجيه نيست.عدم حضور تالار وحدت در ليست اجراها باعث مي شود كه اجراهايي كه نياز به صحنه بزرگ ،بالا بر،صحنه گردان و...دارد،شيوه اجرايي خود را در حد و اندازه سالن هاي كوچك و كم امكانات پايين آورد.بخش خصوصي امسال با بي انگيزگي پا به صحنه گذاشته است به طوري كه تنها با يك سالن در ليست اجراها حضور دارد.
با نگاهي به عناوين بعضي از نمايش ها مي توان به عمق و مضمون تعدادي از آثارجشنواره پي برد:ضربه فني،سوگواره سرد سكوت،سال آشوب،بهشت پنجاه درجه بالاي صفر،رقصي براي بازگشت عروس،بچه هاي خاكستري،واپسين رقص برگ با باد،كابوس زني در خواب،كفش هايم را قدم بزن،چند روايت نامعتبر نديدني،خانم ها آقايون ما با سرعت بسيار زياد در حركت هستيم،بالاخره اين زندگي مال كيه؟من يه قهوه مي خوام يا يه چيزي شبيه شكلات داغ،رويش ناكزير دخي ها در حاشيه،درد سرهاي مرد مرده،كسي دست به عصا توي شكمم راه مي رود.باز جاي شكرش باقي است كه نمايش"تو دهنت رو مي بندي يا من"در جشنواره شركت نكرده است.
متاسفم كه اين چند خط را زماني به دست چاپ مي دهم كه دوست خوب و ارزشمندم آقاي اردشير صالح پور در مسند رياست مركز و دبيري جشنواره تكيه دارد.اما ارزش هنر تئاتر بالاتر از ارزش دوستي هاي كوتاه مدت امروزي است.
وبلاگ شخصی سعید محبی کارشناس وپژوهشگرفرهنگی وهنری،سینما وتاتر