نقد نمايش جادوگر كوچولو
به نام آنكه جان را فكرت آموخت
نگاهي به نمايش جادوگر كوچولو
ريتم تند رشد
نمایش"جادوگر کوچولو"به نویسندگی"هادی حسنعلی" و کارگردانی"فریبا دلیری" براساسداستاني با همين نام نوشته"اوتفريد پرويسلر"در تالار هنر به روي صحنه رفته است.
داستان نمایش "جادوگر کوچولو" قصه ی از بین رفتن جادوگرها است که پدری برای بچههایش هنگام خواب تعریف میکند.جادوگر کوچولویی که خوب جادوگری انجام نمیدهد تصمیم میگیرد در جشن جادوگرها شرکت کند ولی ورود بچه جادوگرها به این جشن ممنوع است. او پنهانی وارد جشن میشود ولی آنها متوجه حضور او شده و تنبیهاش مي كنند.جارویش را میگیرند و مجبورش میکنند هفت شب پیاده به خانه اش باز گردد.اما
جادوگر كوچولو مصمم به اين كار است و براي همين تمرين هاي بي وقفه خود را آغاز مي كند.در طول داستان و در جاهايي به كمك مردم نيازمند مي شتابد از جمله سه پير زن كه به دنبال هيزم مي گردند،اسبي كه صاحبش با او رفتاري خشن دارد و دختر گل فروشي كه گل هايش خريداري ندارد.همه اينها خلاف مقررات حرفه جادوگري است.او حتي روز جمعه هم كه روزي تعطيل است دست از كار جادوگري بر نمي دارد.همه اين كارها اما از ديد جادوگري بدجنس دور نمانده و او همان كسي است كه مخالف ورود جادوگر كوچولو به جمع جادوگران است...
مهمترين نكته داستاني در نمايش جادوگر كوچولو(كه البته از رمان آن ناشي مي شود) اجتناب از دادن پند و اندرز به صورت مستقيم است.نمايش در هيچ قسمت زبان به گفتن نصيحت نمي گشايد آنچنان كه داستان هاي كهن اين مرز و بوم و ديگر نقاط مي كردند.دليل آن هم واضح است.نمايش،كودكان را موجوداتي كه تنها نياز هاي اوليه دارند،ترسيم نمي كند.آنان انسان هايي نيستند كه هر لحظه مي بايست مورد توجه قرار گيرند و از انجام كوچك ترين كار خود عاجز هستند.نمايش كودكان و به طبع آن نوجوانان را جدي گرفته و ارزشي بيشتر از آنچه تصور مي شود،برايشان قائل است.براي همين با اينكه نمايش سرشار از نكته هاي آموزشي و در بعضي مواقع بهداشتي و نكات روانشناسانه است،اما آموزش آن را به صورت مستقيم در دستور كار خود قرار نداده است.
از طرفي با اينكه روحيه كودكان و نوجوانان امروز كه با انواع وسايل ارتباط جمعي و مجازي و همچنين شبكه هاي اجتماعي سر و كار دارند،با داستان هاي جادوگري،قصه هاي پريان و اشباح سر سازگاري ندارد،اما جادوگر كوچولو از آن دست داستان هايي است كه مي توان و بايد آن را استثناء دانست.داستان نمايش،قابليت بسياري دارد به طوري كه به راحتي مي توان از آن يك بازي هيجان انگيز رايانه اي ساخت،براي نمايش تنظيم كرد و يا در قالب فيلمي سراسر فانتزي گيشه هاي سينما را فتح كرد.
مي توان ويژگي هاي نمايش را در دو نكته دانست.اول اينكه دنيايي كه نمايش پيش چشم ببيننده قرار مي دهد،سرشار از اميد است.موضوعي كه بسياري از هنرمندان امروز كودك و نوجوان در خلق آن توفيق چنداني بدست نمي آورند.شايد اصلي ترين دليل آن هم عدم شناخت درست دنياي فانتزي و كودكان علي رغم سال ها تلاش براي توليد آثار نمايشي خوب براي اين قشر از جامعه است.نكته دوم كه شايد از اولي مهمتر هم باشد،اتمسفر آثار داستاني و نمايشي كودكان است.اغلب تصور مي شود براي ايجاد فضايي كودكانه،بوجود آوردن جوي مفرح و شاد با هر ترفند و وسيله اي امكان پذير است.در حالي كه چنين بينشي كه طرفداران بسياري هم در ميان هنرمندان دارد،درست نيست.لزوما" ايجاد فضايي كودكانه در نمايش مستلزم ايجاد هيجان با ترفندهايي مانند موسيقي و آواز و رقص نيست.هر چند اين كليشه اي ترين نوع ساخت چنين فضا و اتمسفري در نمايش است.جادوگر كوچولو بوسيله ايجاد فضايي شوخ كه با لايه اي از طنز تركيب شده،زمينه اي را پديد مي آورد كه در آن داستان بسيار ساده اي كه ممكن بود بد تعريف شود،جذاب روايت شود.
فانتزي به زبان بسيار ساده يعني نقض دنياي واقعي.با اين تعريف هر موجودي كه در صحنه نمايش حرف مي زند،هويت فانتزي مي يابد،هر چند كيفيت آن را مي توان مورد بررسي قرار داد.جادوگر كوچولو نمايشي كودكانه و فانتزي است كه حد خود را بخوبي مي شناسد و در همان محدوده،اجرايي خوب و استاندارد را به نمايش مي گذارد.نمايش داستان خود را در بستري از فانتزي و در راستاي آموزش غير مستقيم درس هاي زندگي به كودكان،موفق عمل مي كند.از لزوم پرداختن به مسائل و مشكلات زندگي مي گويد و سعي مي كند كودكان را براي رويارويي با مشكلات بزرگ دنياي آدم بزرگ ها آماده نمايد.نمايش براي رساندن پيام خود دست به دامان شعارهاي گل درشت نمي شود و براي اينكه جذابيت قصه را از دست ندهد،قالب طنز و كمدي را انتخاب مي كند.براي همين مسائلي كه مطرح مي كند قابل قبول مي نمايد و اگر چه پيام هاي نمايش تكراري هستند،اما باعث پس زدن مخاطب نمي شود.
شايد بتوان مهمترين ويژگي نمايش جادوگر كوچولو را در اين نكته دانست كه تخيل تماشاگر را در حد آثار مشابه و يا در اندازه امكانات معمول تئاتر كودك قرار نمي دهد و از آن فراتر مي رود.به اين معني كه فانتزي موجود در نمايش هاي كودك و نوجوان در حد خاصي متوقف شده كه تشخيص آن با ديدن چند نمايش كودك و نوجوان قابل شناسايي است.اين حد به پرواز چند شئي و يا تركيب عروسك با دنياي انساني و در نهايت بازي نور و موسيقي براي پر كردن صحنه و ايجاد فضايي شاد در نمايش هاي معمول كودك و نوجوان محدود مي شود.كمتر نمايشي وجود دارد كه دايره احاطه خود به فانتزي را از اين حد بيشتر قرار دهد.جادوگر كوچولو اما از اين قاعده اندكي فراتر رفته كه بخش اعظم آن را مديون رمان نويسنده آلماني است كه وجود چنين عناصري در ادبيات اين كشور،تاريخي طولاني دارد.حتي در آثار رئال اين سرزمين رگه هاي پررنگ ذهني به چشم مي خورد.
داستان گويي به شيوه مرسوم و كلاسيك در حال از بين رفتن است و سرگرمي در تئاتر عنصر فراموش شده محسوب مي شود.اگر اين نكات حقيقت داشته باشد،جادوگر كوچولو نشان داد كه نمي تواند قاعده كلي محسوب شود.چون هم در بخش داستان گويي و هم در مورد عنصر سرگرمي به نوعي استثناء محسوب مي شود.
اما اصلي ترين نقطه قوت نمايش از متن آن حاصل مي شود.عناصر نمايش هاي كودكان در متن نهادينه شده و از همين جهت كليد هاي موفقيت نمايش از قبل تضمين شده است.اين جمله به آن معني نيست كه اجرا فاقد جذابيت لازم براي كودكان است.نمايش در بخش اجرا تمام سعي خود را مي كند تا مولفه هاي متن را به تصوير كشد و روايت خود از داستان را به بهترين شكل انجام دهد.توضيح راوي براي تشريح انگيزه هاي او براي نوشتن داستان،هر چند در كليت قصه نمي نشيند و باعث نوعي آشنايي زدايي در نمايش مي شود اما از آنجايي كه به زودي توسط نمايش به دست فراموشي سپرده مي شود،كارايي خود را از دست مي دهد و اين موضوع كه نمايش داراي راوي و قصه گو است كه داستان توسط او پيش مي رود،در ذهن كسي نمي ماند.اغراق نمايش هم توي ذوق كسي نمي زند چرا كه به اندازه ي كافي با عنصر فانتزي جلا داده شده تا گوشه اي از آن بيرون نزند و ذهن كسي را مغشوش نكند.از همين رو وقتي مطرح مي شود جادوگر كوچولو بيش از صد سال سن دارد اما باز در بين جادو گران كودك محسوب مي شود،يا سرزمين جادو موسوم به جوجوجنبل داراي مشخصه هاي عجيب و غريبي مي باشد،مزاحمتي براي ذهنيت تماشاگر بوجود نمي آورد.شايد به جرات بتوان گفت يكي از بهترين صحنه هاي نمايش رقص دسته جمعي جادوگران است كه تمام عناصر اجرا در آن بخوبي به كار گرفته شده است.
در مجموع جادوگر كوچولو نمايشي است كه به راحتي به دنياي كودكان وارد مي شود و موفق مي شود همراهي تماشاگر خود را بدست آورد و همه اينها را مديون تلاش بي وقفه بازيگران و انتخاب درست كارگردان از عناصر نمايش است.
وبلاگ شخصی سعید محبی کارشناس وپژوهشگرفرهنگی وهنری،سینما وتاتر